Skip to content

Zahhak

Moonshid
Popularity · Low

YouTube

Searching YouTube...

Lyrics

چو ضحاک شد بر جهان شهریار بر او سالیان انجمن شد هزار نهان گشت کردار فرزانگان پراگنده شد کام دیوانگان هنر خوار شد جادویی ارجمند نهان راستی آشکارا گزند شده بر بدی دست دیوان دراز به نیکی نرفتی سخن جز به راست اگر هفت کشور به شاهی تو راست چرا رنج و سختی همه بهر ماست همه در هوای فريدون بدند که از درد ضحاک پرخون بدند فريدون فرخ فرشته نبود ز مشک و ز عنبر سرشته نبود ز داد و دهش یافت او نیکویی تو داد و دهش کن فريدون تویی چو کاوه برون شد ز درگاه شاه بر او انجمن گشت بازارگاه همی برخروشید و فریاد خواند جهان را سرار سوی داد خواند ازان چرم کاهنگران پشت پای بپوشند هنگام زخم درای همان کاوه آن بر سر نیزه کرد همانگه ز بازار برخاست گرد خروشان همی رفت نیزه به دست که ای نامداران یزدان پرست کسی کاو هوای فريدون کند دل از بند ضحاک بیرون کند فريدون فرخ فرشته نبود ز مشک و ز عنبر سرشته نبود ز داد و دهش یافت او نیکویی تو داد و دهش کن فريدون تویی