Skip to content
Lyric
Dive
Public playlists
My playlists
Search
Sign in
Zohreh
Dariush Eghbali
Popularity · Moderate
+
🇮🇷 Persian · Original
0
0
Listen
YouTube
1
2
3
0:00 / 0:00
Loading YouTube player...
Lyrics offset
Synced
Lyrics
Original
Translation
Bilingual
رختخواب مرا مستانه بنداز
تو پیچ پیچ ره میخانه بنداز
عزیزم سوزن دست تو بودُم
میون پنجه و شست تو بودُم
نازنینُم، مه جبینُم
بخوابم بلکه در خوابت ببینُم
یاد از آن روزی که بودی، زهره یار من
دور از چشم رقیبان، در کنار من
حالیا خالیست جایت، ای نگار من
در شام تار من، آخر کجایی زهره
یاد داری زهره آن روزی که در صحرا
دست اندر دست هم گردش کنان تنها
راه می رفتیم و در بین شقایقها
بود عالم ما را لطف و صفایی زهره
چون یقین کردی که در عشقت گرفتارم
سخت گشتی از من و کردی چنین خوارم
خود نکردی فکر آخر نازنین یارم
من همچو تو دارم آخر خدایی زهره
بود هنگام غروب آن روز افق زیبا
ایستادیم از برای دیدنش آنجا
تکیه تو بر سینه ام دادی سر خود را
گفتیم و گفتنها بس رازهایی زهره